الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
35
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
بازگشت پيش از همه بديدار او ميشتافت « 8 » . پيغمبر بكرات در برابر مسلمين چنين اظهار ميفرمود : « راحتى من بآسايش او بسته و سعادت او بخوشبختى من پيوسته است » . روزى او را بدست خويش برداشت و فرمود : « كسى كه او را مىشناسد بشناسد و آنان كه او را نمىشناسند بدانند كه اين فاطمه دخت محمد ( ص ) است و اين فاطمه پاره پيكر من و روان و قلب منست . هر كس او را بيازارد مرا آزرده و هر كس مرا رنج بدهد بخداى آزار رسانيده است « 9 » » . پس زهرا گراميترين مردم نزد رسول خدا بوده است و در اين حقيقت روشن ترديدى نيست و فاطمه را پايگاه پرجلالى نزد پيامبر بوده كه ديگران را نبوده است . « 10 » ( 1 ) شكى نيست كه پيغمبر از آن جهت بمحبت و بزرگداشت فاطمه نمىپرداخته كه دختر او بوده است ، زيرا مقام پيامبرى از چنين دوستيها و عواطف فردى بدور است ، بلكه پيوستگى او به حق و فضائل نفسانى فاطمه ايجاد چنين محبت شديدى را نموده است ، زيرا رسول خداى در ميان زنان
--> ( 8 ) - مستدرك ، جلد 3 ، ص 154 . ( 9 ) - نور الابصار شبلنجى ، ص 41 . ( 10 ) - لامنس مستشرق اروپائى در كتاب فاطمه و دختران محمد ( ص ) بدريافت شخصى خويش باشتباه افتاده و حقيقتى را وارونه جلوه داده است . وى گفته كه فاطمه را مقامى مهم در خانه پيغمبر نبوده و زنانى چون عايشه و زينب و حفصه از او اهميت بيشترى داشتهاند و مسلما در بيان چنين گفتار ناصوابى يا غرض شخصى بر او چيره گرديده و يا در تاريخ اسلامى تحقيق نكرده است و حال اينكه كتب اسلامى مشحون از عظمت مقام فاطمه است و لامنس ميخواسته به اين وسيله عزيزان پيغمبر را پست گرداند .